دانلود فایل های آموزشی

دانلود نمونه سوال فایل های آموزشی و پژوهشی نقد و بررسی مظالب دانشگاهی پروژه های دانشجویی تحقیق و مقاله

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

پژوهش علمی های ارشد-– (10)- ریسرچ


تخلیه پیوسته[19] اگر ولتاژ اعمال شده مقدار بسیار زیادی شود، فرایند در هم شکستن میتواند به فرآیند تخلیه پیوسته منجر شود. این فرایند با یک یونیزاسیون ساده شروع میشود و غیر قابل کنترل میگردد، مگر با کم کردن ولتاژ. در این ناحیه جرقه الکتریکی میتواند بین الکترودها ایجاد شود که سرانجام باعث آسیب دیدن آشکارساز …


ارشددانلود- – (10)- دانلود پژوهش علمی

تخلیه پیوسته[19] اگر ولتاژ اعمال شده مقدار بسیار زیادی شود، فرایند در هم شکستن میتواند به فرآیند تخلیه پیوسته منجر شود. این فرایند با یک یونیزاسیون ساده شروع میشود و غیر قابل کنترل میگردد، مگر با کم کردن ولتاژ. در این ناحیه جرقه الکتریکی میتواند بین الکترودها ایجاد شود که سرانجام باعث آسیب دیدن آشکارساز میشود. واضح است که آشکارسازهای تابشی نمیتوانند در ولتاژهای به این بالایی کار کنند و برای کار کردن با این آشکارساز باید فرد از اینکه ولتاژ زیر مقدار آستانه است، مطمئن شود. شمارندههای تناسبیفصل سوم 152019011811000 شمارندههای تناسبیمقدمهدر اتاقکهای یونیزاسیون با صفحات موازی ماکزیمم دامنه پالسی که بدست میآید به صورت مستقیم با تعداد جفتهای باری که توسط تابش ورودی تولید میشود، متناسب است. پس هنگامی که انرژی ذره ورودی زیاد نباشد ( یا شار آن کم باشد )، دامنه پالس ممکن است برای بدست آوردن نرخ سیگنال به نویز قابل قبول، به اندازه کافی زیاد نباشد. هر افزایشی در دامنه پالس، به افزایش تعداد جفتهای الکترون-یون وابسته است. راحتترین راه برای تولید تعداد زیادی جفتهای بار این است که اجازه دهیم بارهای اولیه تولید شده توسط تابش بارهای اضافی تولید کنند. این پدیده همان پدیده تکثیر بهمنی است، بارهای اولیه به دلیل سرعت زیاد در حین برخورد توانایی این را دارند که بارهای ثانویهای را در اثر یونیزاسیونهای ثانویه تولید کنند. این فرایند باعث تکثیر بهمنی و در نتیجه پالس خروجی بزرگ میشود. مهمترین شرط برای اتفاق افتادن پدیده بهمنی، وجود پتانسیل الکتریکی قوی بین دو الکترود است، لذا هندسهی صفحات موازی برای این هدف ناکارآمد است زیرا نیروی خطوط الکتریکی نزدیک آند و کاتد دارای چگالی یکسان هستند. حتی اگر محفظه صفحات موازی در ولتاژ در هم شکست[20] استفاده شود، غیر ممکن است که تناسبی قابل قبول بین ولتاژ اعمالی و دامنه پالس خروجی بدست آید، که دلیل آن وابستگی دامنه پالس به محل برهمکنش است. هندسه استوانهای این دو مشکل را حل میکند. شمارنده تناسبی استوانهای شبیه اتاقک یونیزاسیون استوانهای است و میتواند پتانسیل بیشتری را تحمل کند. یک شمارنده تناسبی نوعی در ‏شکل (3-1) نشان داده شده است، آندِ این محفظه، سیم باریکی است که در مرکز محفظه کشیده شده است و دیواره استوانه به عنوان کاتد عمل میکند، این هندسه شدت میدان الکتریکی بالاتری را نزدیک سیم آند در مقایسه با کاتد ایجاد میکند. این غیر یکنواختی در میدان الکتریکی باعث جمع شدن بهتر الکترونها در مقایسه با هندسه صفحه موازی میشود. شکل شمارنده تناسبی استوانهایشدت میدان الکتریکی در هر فاصلهی دلخواه شعاعی r هنگامی که شعاع استوانه b و شعاع داخلی سیم آند a باشد، ‏شکل (3-2) به صورت زیر بدست میآید: E(r) = که ولتاژ اعمال شده است. بنابراین شدت میدان الکتریکی رفتار دارد ، ‏شکل (3-3) . 2044700131445002473960501650002743200520700002475230233680کاتد 00کاتد 2795270131445002475865934720آند 00آند 2743200874395002191385467360b 00b 3018155727710a 00a 287274061531500204470069215000 شمای مقطعی از شمارنده تناسبی استوانهای، سیم نازک مرکزی به عنوان آند و دیواره خارجی به عنوان کاتد عمل میکند. رفتار شدت میدان الکتریکی شعاعی درون محفظه استوانهایوجود میدان الکتریکی قوی در مجاورت آند، علاوه بر جمع کردن بهتر الکترونها، آنها را وادار به انجام فرآیند تکثیر بهمنی نیز میکند. برای هر هندسهای، بازهی خاصی از ولتاژ اعمال شده وجود دارد که تعداد بارهایی که در پدیده بهمنی تولید میشوند با تعداد بارهای اولیه که توسط تابش ورودی تولید میشود، متناسب هستند، یعنی: M ضریب تکثیر است و برای یک محفظه نوعی محدوده آن است. از آنجا که سیگنال خروجی متناسب با تعداد کل بارها ست، واضح است که محفظه میتواند به طور قابل توجهی سیگنال را تقویت کند. یک اثر مشخصِ افزایش ولتاژ در شمارندههای تناسبی، تولید یونهایی است که کندتر از الکترونها حرکت میکنند و الکترودها را میپوشانند و به تبع آن شدت میدان الکتریکی مؤثر در حجم فعال آشکارساز کاهش مییابد. هنگامی که این پدیده اتفاق میافتد دیگر نمیتوان تناسب بین انرژی به جا گذاشته شده و ارتفاع پالس را تضمین کرد. شمارندههای تناسبی همواره زیر این مقدار آستانه، که ناحیه تناسبی محدود نامیده میشود، کار میکنند. ضریب تکثیرتعیین ضریب تکثیر برای کارکرد شمارندههای تناسبی مهم است. برای میدان یکنواخت ضریب تکثیر میتواند توسط معادله M= بدست آید که α اولین ضریب تاونزند است. در میدان غیر یکنواخت، ضریب تاونزند وابستگی فضایی دارد و باید رابطه M=exp[] مورد استفاده قرار بگیرد. برای ارزیابی این انتگرال باید مشخصات فضایی α مشخص باشد ( برای هندسه استوانهای، مشخصات شعاعی ). ابتدا از رابطهی بین α و متوسط انرژی بدست آمده توسط الکترون بین برخوردها ( ) استفاده میشود رابطه ‏(2-19): از آنجا که الکترونها تحت اثر شدت میدان الکتریکی E حرکت میکنند، انرژیای که حین پیمودن مسیر آزاد میانگین () بدست میآورند را میتوان به صورت زیر نوشت: با قرار دادن رابطه ‏(3-3) در رابطه ‏(3-4) داریم : حال با استفاده از رابطه M= exp [ میتوان ضریب تکثیر را محاسبه کرد، ولی قبل از آن باید حدود انتگرال مشخص شود. از آنجا که شروع پدیده بهمنی به قدرت میدان الکتریکی بستگی دارد، پس باید یک مقدار حدی از میدان وجود داشته باشد که زیر این مقدار پدیده بهمنی اتفاق نیافتد. شدت میدان الکتریکی حدی را با و فاصله شعاعی از مرکز استوانه را که میدان مقدار دارد با نشان میدهیم. ‏شکل (3-4) حجمی را که پدیده بهمنی اتفاق میافتد نشان میدهد، این حجم در اطراف سیم آند است. نشان دهنده محدوده پدیده بهمنی حول سیم آند، شعاع حدی و شدت میدان الکتریکی حدی در شمارنده تناسبی استوانهای. در واقعیت ناحیه پدیده بهمنی به سیم آند خیلی نزدیک است.در خارج از این حجم، پدیده بهمنی وجود ندارد بنابراین انتگرال M= exp [ میتواند از سیم آند به شعاع a تا ارزیابی شود. بنابراین داریم: ] نسبت در رابطه بالا را میتوان توسط ولتاژ اعمالی و ولتاژ آستانه بیان نمود، ولتاژ آستانه به عنوان ولتاژ اعمالی به آند که کمتر از آن، پدیده بهمنی اتفاق نمیافتد، تعریف میشود. بنابراین با جایگذاری و در معادله ‏(3-1) بدست میآوریم: همچنین اگر را در معادله ‏(3-1) قرار دهیم، رابطهای برای شدت میدان حدی بدست میآید: با ترکیب دو رابطه داریم: در این رابطه نسبت سمت راست به راحتی تعیین میشود زیرا ولتاژی است که پدیده بهمنی شروع میشود یا به بیان دیگر مربوط به شروع ناحیه تناسبی است. با قرار دادن این نسبت در (3-6) داریم: این رابطه با نتایج تجربی توافق خوبی دارد. البته برای مقادیر متوسط M ( حدود )، در میدانهای الکتریکی قوی، نمیتوان از این رابطه استفاده کرد. با این حال شمارندههای تناسبی معمولی ضریب تکثیرشان در این محدوده است و میتوان از این رابطه استفاده کرد. رابطه بالا میتواند بر حسب ظرفیت بر واحد طول هم نوشته شود. بنابراین میتوان نشان داد: ] معادلات ‏(3-11) و ‏(3-13) برای تعیین ضریب تکثیر در محفظه استوانهای برای یک ولتاژ مشخص استفاده میشود، البته مقادیری که از این معادلات بدست میآیند تنها برای ولتاژهایی که در حد معمول استفاده میشوند، مناسب است [10]. انتخاب گازمیتوان هر نوع گازی را در شمارندههای تناسبی استفاده کرد به این دلیل که در تمامی گازها و مخلوط گازها فرآیند تکثیر گاز میتواند اتفاق بیافتد و این نیاز اساسی برای آشکارسازی که به عنوان شمارنده تناسبی کار میکند است. با این حال عوامل دیگری هم برای تصمیمگیری در انتخاب گاز وجود دارد که به شرح زیر است: آستانهای برای تکثیر بهمنیدر حین بررسی ضریب تکثیر گفته شد که تمام گازها در یک فشار خاص یک پتانسیل الکتریکی آستانه دارند که کمتر از آن، هیچ پدیده بهمنی اتفاق نمیافتد، این مقدار آستانه همانطور که به نوع گاز بستگی دارد به فشار گاز نیز بستگی دارد. در ‏شکل (3-5) اولین ضریب تاونزند برای سه نوع گاز کشیده شده است. از شکل واضح است که نه تنها آستانهای برای پدیده بهمنیِ تاونزند در مخلوط گازها با یکدیگر متفاوت است بلکه پروفایل ولتاژ نیز متفاوت است. باید دقت کرد که مقادیری که برای اولین ضریب تاونزند گزارش شدهاند به صورت قابل توجهای از یک مرجع تا مرجع دیگر تغییر میکند، که دلیل آن مشکل در اندازهگیریهای مرتبط است. وابستگی اولین ضریب تاونزند بر حسب شدت میدان الکتریکی برای سه مخلوط گاز 80% + 20% Ne (خط صاف) و 90% + 10% Ar (خط چین) و 70% و 30% Ar (خط نقطه نقطه)از آنجا که مقدار آستانهی تکثیر گاز در گازهای نجیب بسیار کمتر از گازهای پلی اتمی است، به طور کلی از گازهای نجیب برای پر کردن محفظه استفاده میشود. شاید بیشترین گاز نجیبی که در شمارندههای تناسبی استفاده میشود آرگون باشد که دلیل آن ارزانتر بودن آن نسبت به سایر گازها است. خاموش کنندهتکثیر بهمنی در شمارندههای تناسبی یک فرآیند بسیار مهم است، با این حال دارای محصول جانبی است و توانایی این را دارد که پدیده بهمنی اضافی دیگری نیز تولید کند. این محصول جانبی فوتونی است که طول موجش در محدوده یا حول و حوش ناحیهی ماوراء بنفش قرار دارد و در حین پدیده بهمنی تولید میشود. مکانیزم دقیق تابش فوتونهای ماوراء بنفش، برگشتنِ مولکولهای گاز به حالت پایه است. برای مثال برای آرگون داریم: γ + Ar → e + یونیزاسیون برگشتن به حالت پایه که γ در معادله اول هر تابش یونیزان و در فرآیند برگشتن به حالت پایه، فوتون ماوراء بنفشِ تابش شده توسط آرگون است. کمترین انرژی فوتونهای ماوراء بنفش در آرگون 11.6 الکترون ولت است، این انرژی متأسفانه از پتانسیل یونیزاسیون فلزهایی که معمولا در ساخت شمارندههای تناسبی استفاده میشود بیشتر است بنابراین هنگامی که فوتون ماوراءبنفش به دیواره کاتد برخورد میکند، ممکن است باعث جدا شدن الکترون از فلز شود. اگر این الکترون وارد گاز شود و به دلیل وجود میدان الکتریکی قوی در محفظه شتابدار شود و برخوردهایی با مولکولهای گاز انجام دهد، دوباره باعث ایجاد پدیده بهمنی میشود. فرآیند پدیده بهمنی ثانویه در‏شکل (3-6) نمایش داده شده است. اثرات مثبت استفاده از خاموش کننده در شمارندههای تناسبییک روش واضح برای حل این مشکل، اضافه کردن عاملی به گاز که ضریب جذب بالایی برای فوتونهایی که در ناحیه فرابنفش دارد، است. گازهای پلی اتمی (مانند C) به دلیل داشتن سطوح انرژی ارتعاشی و چرخشی با فاصله کوتاه انتخاب درستی هستند. فرآیند کاهش احتمال یونیزاسیون ثانویه "خاموشی" و عاملی که برای این هدف استفاده میشود،"خاموش کننده" نام دارد. اثر دیگری که باعث غیر خطی شدن پاسخ شمارنده تناسبی میشود، ساطع شدن الکترون در حین فرآیند بازترکیب الکترون - یون است. یونها به دلیل داشتن حرکت کند، باعث ایجاد بار فضا، نزدیک کاتد میشوند. این یونها الکترونهای آزاد سطح کاتد را جذب میکنند و با آنها بازترکیب میشوند تا اتمهای خنثی تولید کنند. با این حال که اتمها خنثی هستند، به دلیل انرژی اضافی موجود در یونها و الکترونها در حالت برانگیخته هستند، گذار اتم از حالت برانگیخته به حالت پایه معمولا باعث ساطع شدن فوتون میشود که باعث گسیل الکترون ثانویه از کاتد میشود. به علاوه به دلیل وجود داشتن غلافی از یونها که الکترونهای کاتد را جذب میکنند، الکترونها بیشتر از مقدار نیاز برای خنثی سازی از سطح فلز آزاد میشوند. این الکترونها آغازگر پدیده بهمنی هستند. اگر این فرایند کنترل نشود ممکن است باعث ایجاد پدیده بهمنی ثانویه در شمارندههای تناسبی شود. این مشکل هم با اضافه کردن گاز خاموشکننده پلیاتمی به گاز اصلی قابل حل شدن است. مولکولهای خاموش کننده سطوح انرژی بسیار زیادی اعم از ارتعاشی و چرخشی دارند و یونها را توسط انتقال بار، خنثی میکنند و به طور قابل ملاحظهای احتمال پدیده بهمنی را کاهش میدهند. با این حال که خاموشکنندههای پلی اتمی مزیتهایی دارند، در عین حال دارای اثرات منفی نیز هستند، یکی تولید پلیمر روی سطوح آند و کاتد و دیگری کم کردن عمر محفظه. این دو مشکل به یک دلیل اتفاق میافتد و آن هم پلیمریزاسیون مولکولهای خاموشکننده در حین فرآیند برگشتن به حالت پایه است، کاهش کارکرد الکترودها با زمان یک مشکل جدی است، زیرا میتواند خصوصیات محفظه را با زمان تغییر دهد. کم کردن طول عمر محفظه یک مشکل جدی برای آشکارسازهای مهر و موم شده است. البته با ایجاد امکان جریان داشتنِ گاز به صورت پیوسته از محفظه، این مشکل قابل حل است. ضریب تکثیر گازیک نکته مهم هنگام پر کردن گاز برای شمارندههای تناسبی، ماکزیمم ضریب تکثیر است، اکثر شمارندههای تناسبی با ضریب تکثیری حدود کار میکنند. با این حال گاهی اوقات هدف به دست آوردن ضریب تکثیرِ بیشتری قبل از شکست گایگر است. مکانیزم خاموشکننده این هدف را تا حدی انجام میدهد. با این حال اگر ولتاژ به مقدار زیادی افزایش یابد تا ضریب تکثیر نیز افزایش یابد، الکترونهای آزاد انرژی کافی بدست میآورند تا باعث ایجاد پدیدههای بهمنی متعددی شوند. بنابراین باید اطمینان حاصل شود که حجم فعال به صورت پیوسته از این الکترونهای کم انرژی خالی شود. بهترین راه برای این کار اضافه کردن ناخالصی الکترونی به گاز اصلی است، گاز Freon گاز پلی اتمی است که میتواند هم به عنوان ناخالصی و هم به عنوان خاموش کننده کاربرد داشته باشد، البته یکی از معایب این گاز این است که میتواند به صورت نامطلوبی الکترونهای خوب را تسخیر کند و در نتیجه مانع فرآیند پدیده بهمنی اولیه شود. نوعهای خاص از شمارندههای تناسبیشمارنده تناسبی Bشمارنده تناسبی B یک آشکارساز نوترونی است که به طور گسترده مورد استفاده قرار میگیرد، هنگامی که یک نوترون کند با بور برهمکنش میکند یک ذرهی آلفا به همراه دو انرژی محتمل تولید میکند ( 2.32MeVو 2.79 MeV). n + ذره آلفایی که تولید میشود برد کوتاهی دارد، بنابراین خیلی سریع با ملکولهای گاز برهمکنش میکند و جفتهای الکترون - یون تولید میکند، این الکترونها تحت اثر میدان الکتریکی آغازگر پدیده بهمنی هستند. این فرآیند تکثیر گاز وجود پالس بزرگی را در الکترودهای بازخوان تضمین میکنند. شمارندههای B نمیتوانند به طور مستقیم برای نوترونهای سریع مورد استفاده قرار بگیرند، که دلیل آن هم کم بودن سطح مقطع برهمکنش بور با نوترونهای سریع است. برای حل این مشکل از یک ماده کند کننده مانند پارافین استفاده میشود. شمارندههای هلیومیشمارندههای تناسبی که توسط گاز هلیوم پر میشوند را میتوان برای ثبت نوترونهای گرمایی استفاده کرد، هنگامی که نوترون ورودی با هسته هلیوم برهمکنش میکند یک پروتون ساطع میشود، این پروتون باعث ایجاد یونیزاسیونهای ثانویه در حجم محفظه و در نتیجه ایجاد پالس خروجی میشود. برهمکنش نوترون با هسته هلیوم 3 به صورت زیر است: n + شمارندههای تناسبی چند سیمی[21]MWPC شامل تعدادی سیم است که به فاصلهی معینی (تقریبا 1mm) از یکدیگر قراردارند و درون محفظهی گازی قرار گرفتهاند و به عنوان آند عمل میکنند. از آنجا که هر سیم میتواند به عنوان یک بازخوان عمل کند، پس این طراحی به عنوان آشکارساز حساس به مکان مورد استفاده قرار میگیرد. البته هنگامی که هدف آشکارسازی ذرات خنثی از قبیل X-ray یا نوترون باشد، به دلیل اینکه تابشهای ثانویه که توسط گاما یا نوترون بوجود میآیند معمولا انرژیِ کمی دارند، مکانِ پدیده بهمنی در طول سیم توسط سیگنال القایی روی صفحه کاتد که زیر این سیمها قرار دارند بدست میآید. شمارندههای تناسبی علاوه بر استفاده در فیزیک هستهای در پزشکی و بیولوژی نیز کاربرد دارند، در سال 1968 ساختار چندسیمی به دلیل اینکه دارای قابلیتهایی از قبیل شمارش در نرخ بالا، زمان تفکیک پذیری سریع و تفکیک مکانی بالا برای اولین بار مورد استفاده قرار گرفت. آشکارساز های حساس به مکانفصل چهارم 1510665-508000 آشکارساز های حساس به مکانمقدمهحساس به مکان بودن آشکارساز به این معناست که آشکارساز علاوه بر شمارش فوتونهایی که با گاز بر همکنش میکنند، توانایی این را دارد که مکان برهمکنش را در یک یا دو بعد تعیین کند. در انرژیهای1-100 keV پدیده فوتوالکتریک غالبترین برهمکنشی است که میتواند بین فوتون و ماده اتفاق بیافتد و فوتوالکترونی که طی این پدیده تولید میشود منشأ تولید پالس است. انرژی این الکترون توسط یونیزه کردن اتمهای ماده و تولید الکترونهایی با انرژی کمتر از بین میرود. بنابراین از جذب تابش x، مقداری بار الکتریکی تولید میشود که در الکترودها جمع میشوند، در نتیجه آشکارساز باید شامل الکترودهایی باشد تا با تولید میدان الکتریکی، الکترونها را جمع کند، این آشکارساز یک محفظه گازی است که شامل سیمهای آند که به پتانسیل الکتریکی بالایی (در حدود 2KV ) متصل میباشد، است. در هندسه استوانهای هر چه فاصله از سیمها بیشتر شود میدان الکتریکی به شدت کم میشود، پس در نزدیکی سیمها که میدان الکتریکی قوی است الکترونها به سمت سیمها شتاب میگیرند. این الکترونها سایر الکترونها و مولکولهای گاز را هم در شوک قرار میدهد به این ترتیب که الکترون به مولکولها برخورد و آنها را یونیزه میکند و یک الکترون با انرژی کمتر تولید میشود، دوباره این الکترون همین روند را انجام میدهد و این اتفاق چندین بار اتفاق میافتد و الکترونهای زیادی در حجم کم که نزدیک سیمهای آند است تولید میشوند. این رویداد پدیده بهمنی نام دارد. چون هدف، بدست آوردن اطلاعات جایگزیده فضایی است به همین دلیل در اندازهگیری مکان از این پدیده استفاده میشود. در حالتی که بزرگی میدان الکتریکی به اندازهای است که تعداد بارهای بهمنی به صورت خطی با انرژی فوتونهای ورودی متناسب است، آشکارساز در حالت تناسبی کار میکند.  
 نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال (تصاویر) درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نشان داده می شود ولی در سایت اصلی می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : jahandoc.com   الکترونها یا بارهایی که توسط پدیده بهمنی تولید میشوند، توزیع باری روی صفحه کاتد تولید میکنند، کاتد یک الکترود است که به نوارهای کوچک[22] تقسیم شده است، یک پنجره هم وجود دارد که نقش کاتد دوم را ایفا میکند، سیمهای آند توسط این دو صفحه محدود شدهاند. دلیل وجود پنجره برقراری هندسه استوانهای است. نوارهای کاتد به خطوط تأخیر متصلاند، سیگنال القائی روی نوارهای کاتد که توسط پدیده بهمنی روی سیمهای آند بوجود آمدند از خط تأخیر میگذرد و مکان برهمکنش فوتون اولیه توسط مدت زمانی که طول میکشد تا سیگنال به انتهای خط تأخیر برسد محاسبه میشود[6]، ‏شکل (4-1) آشکارساز و خط تأخیر را نشان میدهد. شکل آشکارساز و خط تأخیر. خط تأخیر[23]برای اینکه بخواهیم مکان فوتونی که پدیده بهمنی را روی سیمهای آند تولید میکند اندازهگیری کنیم و بهترین دقت را داشته باشیم باید از خط تأخیری استفاده کنیم که هیچ تغییر شکلی در سیگنال بوجود نیاورد یا به عبارت دیگر هیچ کاهشی در دامنه و تغییری در زمان بوجود نیاورد، به عبارت دیگر خط تأخیر باید همان سیگنال ورودی را در خروجی باز تولید کند. در زیر نشان داده میشود که این کار قابل انجام شدن است: اگر A(t) نشاندهنده دامنه سیگنال باشد پس: خط تاخیر ایده ال بایستی بدون تغییر شکل سیگنال، تنها اختلاف فازی را جهت تاخیر ایجاد کند: پس موج خروجی به اندازه تأخیر فاز دارد. زمان تأخیر قابل مقایسه و یا بزرگتر از طول سیگنال ورودی است، بنابراین انعکاس سیگنال ورودی قابل صرف نظر نیست و خط تأخیر باید به دلیل تطابق امپدانس مشخصه با مدارهای مربوطه قطع[24] شود. اگر خط تأخیر، کابل کواکسیال ایدهآل در نظر گرفته شود که فقط یک سیم رسانای بدون مقاومت باشد و تنها ظرفیت C و خودالقایی L بر واحد طول داشته باشد برای هر جزء سیگنال بدست میآید: = (ω) که φ= Arc Cos (1 - و = ν و = که فرکانس بحرانی است که بالاتر از این فرکانس کابل، طیف را تضعیف میکند. البته فرض شده است که کابل کاملاً قطع[25] شده است. در ساخت خط تأخیر از مولفههای مجزای L و C استفاده میشود ‏شکل (4-2) ، هر کدام از سلولهای L-C به یکی از نوارهای کاتد متصل است، همچنین باید L و C را به اندازه لازم بزرگ گرفت تا باعث اختلال در انتشار سیگنال نشود.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan